تبلیغات
مهران مدیری

مهران مدیری

اگر هر بار كه لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل كف دست بود.

در پاسخ به اعتراض منتقدان و نویسندگان   سینمای ایران

وقتی عده ای از دیده ضعف هایشان به خنده نیفتند فورا دست به قلم میشوند و نقد های مغرضانه ای مینویسند كه جادارد من هم در جواب این عده نكته هایی را عارض شوم

در خصوص لهجه برره و آداب هایشان كه عده ای این چیزهارا خطری جدی برای زیر و رو شدن فرهنگ غنی و با ارزش پارس میدانند!!!!! باید بگویم كه همیشه با شروع هر برنامه تكیه كلام ها و گاه رفتارهای شخصیت های داستان در جامعه رواج پیدا میكند كه این فقط مختص ایران نیست در كشور های دیگر هم همین طور اسنت هر روز مدل فلان خواننده مد میشود یا چیزهای دیگر كه فكر نمیكند آنقدر عجیب باشد كه جلو این برنامه ها گرفته شود. تجربه ثابت كرده كه با تمام شدن سریال این جو سطحی هم ناپدید میشود هر چند برنامه های مهران مدیری آنقدر ماندگار میشوند كه گاه برخی تكیه كلام ها تا مدت ها بین مردم می ماند من هنوز میشنوم كه بعضی از مردم می گویند" بلتم بشمارم تا 40 "البته اینها جزء استثناء هستند و اكثر مواقع تكیه كلام ها فقط با پخش برنامه در جامعه وجود دارند و كافی است یك هفته برنامه پخش نشود این حرفها و عادت ها هم از كار می افتد این از الزامات برنامه های هر شبه و یك چیز خیلی معمولی است تجربه ای است كه بار ها تكرار شده و هیچ ضرری به جامعه نزده كسی كه هرشب تصویرش از تلویزیون پخش میشود و محبوب است همه چیزش الگو میشود البته تا موقعی كه آن هنرمند محبوب تصویرش پخش شود نه بعد از آن!!!!!

جدای این قضه در برنامه گاه چیزهایی گفته میشود كه مختص طنز است اما نمیدانم چرا به بعضی ها نمیسازد و خشمگینشان میكند؟ اگر قرار بود ایرادهایمان بزرگ نمایی نشود دیگر اسم برنامه طنز نبود كاش این را درك میكردند كه طنز به هر كس و هر چیز نیش میزند مثل نشیمن گز ها و اینجا دیگر ما هستیم كه باید خود را در آینه ببینیم از از دیدن ضعف هایمان به خنده بیفتیم و در فكر اصلاح باشیم نه انتقاد و....

اشتغال زائون

قصد نوشتن نقد را به هیچ وجه ندارم فقط میخواهم به نكاتی در یكی از جذاب ترین قسمت های شبهای برره اشاره كنم شاید عده ای دیگر هم در بامزه بودن این سریال با من هم عقیده شوند

امیدوارم همگی قسمت اشتغال زائون را دیده باشید به نظر من بیننده این قسمت یكی از قسمت های قوی و پر مخاطب برنامه بود چرا كه تقریبا در هر پلان شوخی های سنجیده شده و جالبی وجود داشت

پلان اول گفتگوی كیانوش و سحر ناز با تضاد لهجه ها و فرهنگ هایشان واقعا خنده داربود باز هم سحر در صدد به كرسی نشاندن حرفها یش به بهانه آداب و رسوم مردم شان بود و كیامنوش هم اسیر رسوم ابلهانه برره!!!! پلان دوم شوخی شطرنج كه این با شاید دو برابر قبل خنده دار بود و جدای خنده بی منطقی های برره ای ها كه شاید طعنه ای به جنبه های بی منطق خود ما باشد بیش از همه دراین قسمت آشكار بود!بخصوص آنجای كه شیر فرهاد میگفت در بازی نخود یا پوچ!!!! باید سر سرباز از بین انگشتان كیانوش بیرون باشد و یا كیش دادن ها ی بی اصول .. مات و بعد هم پایان بازی به نفع فرهاد و چه ابلهانه و خنده دار!

پلان سوم نچفسكو و آزارهای همیشگی شیر فرهاد در مقابل تیپ رسمی و باكلاس وقدری هم معضب كیانوش ....چرا بعضی از ما آدم ها با آزار دادن همدیگر شاد میشویم ؟!

پلان چهارم:فكر كنم شلیك خنده آنجا بود كه كیانوش فكر های سازنده خود را بیان میكرد و در پی مفید بودن برای جامعه (هر چند عقب مانده و كوچك) خویش بود و شیر فرهاد نماد یك انسان راحت طلب بی خیال خودخواه و و بیش از همه پول پرست بی اعتنا به كیانوش كو.ش ها و ذهن و هوش خود را بر روی تمام حرفها بسته بود و فقط آنجایی كه حرف از منافع به میان آمد بیدار شد و با فیافه حق به جانب حرف های كیانوش را تایید كرد و چقدر بیدار بود وقتی كه پول را از كیانوش گرفت آنقدر بیدار كه در آن تاریكی اسكناس بی گوشه رامی دید!!!

پلان 5 ورود كیانوش ... نویسنده بافرهنگ مملكت به كافه یك روستا برای پادویی!!!! شاید برایتان خنده دار باشد اما اگر كمی دقیق تر نگاه كنیم گریه مان می گیرد! یك روزنامه نگار باید جارو بكشد و پادویی و حمالی كند چون عقیده اش را گفته چون حرف حق زده! چرا بعضی وقت ها تاوان بعضی از كارها باید این قدر سنگین باشد؟!!!

خنده دار ترین قسمت این پلان دعوای برره ای ها بود كه مرا به یاد كارتون های زمان كودكی ام می اندازد ....واقعا جالب است!

پلان سلمانی یا همان مطب پزشك هم بامزه و خنده داربود دیگر خودتان می دانید چرا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در پلان پارچه فروشی مال دوستی و منفعت طلبی برره ای ها كه شاید خود ما باشیم بیشتر از همیشه آشكار بود واقعا بعضی از افراد برایشان مهم نیست از چه راهی پول در می آورند

آن پلان هم بامزه بود پلانی كه كیانوش و فرهاد خوابیده بودند و كیانوش در فكر خدمت به مردم و بیداری و آگاه كردنشان بود اما نمیدانست كه آگاه كردن افرادی چون شیرفرهاد كه به خواب عمیقی فرو رفته اند مثل آب در هاون كوبیدن است.... و جدای خنده بسیار رنج آور است اگر دقیق نگاه كنیم!

پلان كلاس درس: باز هم هجو روابط دانش آموز استادی! و اینكه این موضوع نه فقط در كلاس كیانوش و در روستای دور افتاده برره كه در كلاس خود من و شاید در همین جا كه زندگی می كنیم به وضوح دیده شودد فقط نوعش ممكن است فرق كند!

پلان آخر اما خیلی قشنگ بود كیانوش در جامعه ای زندگی میكند كه مردمش با عقاید و فرهنگ او فرسنگ ها فاصله دارند او فوق العاده تنهاست پس كاری نمیتواند بكند مگر اینكه سرزمین كشاورزی بنشیند به آسمان زل بزند شاید فرجی شود!!!

این هم یک کاغذ دیواری برای دوستداران استاد

only mehran modiri
پاسخ سازندگان " شب های برره " به گزارش انتقادی خبرگزاری "مهر؛
سازندگان مجموعه تلویزیونی " شب های برره " طی ارسال فکسی به خبرگزاری " مهر" در مقام پاسخ برآمدند.

به گزارش خبرنگار تلویزیونی " مهر"،  پیرو مطلبی که پنج شنبه  27 مهر ماه به شماره 243302  با تیتر " از نظر مدیران تلویزیون و تولیدکنندگان، "شب های برره" حرف ندارد! " ، متنی از سوی محمود رضا منتظری، مدیر روابط عمومی شبکه سه سیما با عنوان " سازندگان شب های برره پاسخ می دهند " به دفتر خبرگزاری "مهر" ارسال شده است که متن کامل آن در زیر می آید.

این روزها مطالب مختلفی در مطبوعات و درباره مجموعه طنز تلویزیونی " شب های برره " به چاپ رسیده که در بعضی از این مطالب انتقاداتی از این برنامه شده است. عده ای از بینندگان شریف سیما نیز طی تماس های تلفنی با روابط عمومی سازمان صدا و سیما و شبکه سوم، نظرات خود را درباره این برنامه اعلام کرده اند.

بررسی مجموعه نظراتی که درباره این برنامه ابراز شده، نشان می دهد که منتقدان این مجموعه دو دسته اند؛ عده ای دلسوزانه و از روی حسن نیت و به قصد اصلاح و خیر خواهانه نسبت به وجود برخی کاستی ها و ضعف ها و احیانا" بدآموزی های این برنامه ابراز نگرانی کرده اند و عده ای دیگر به نظر می رسد که حدود انصاف را درنوردیده و در مسیر تخریب رسانه سیما و دست اندرکاران این برنامه گام برداشته اند و نقادی های آنها متاسفانه علمی و کارشناسانه نیست. اما روی سخن ما با جماعت اول است و برای رفع نگرانی ایشان باید به نکاتی اشاره کنیم که به عنوان اشکالات برنامه انعکاس یافته است. البته شاید با کمی دقت بیشتر در برنامه های پخش شده از این مجموعه دغدغه خاطری برای آنها باقی نمی ماند.

اولا"  بیان تمثیلی که در این مجموعه به کار رفته تا حدی در اینکه بیننده به بعضی از ظرایف و نکات مورد نظر گروه سازنده ( اقلا" در قسمت هایی که تاکنون پخش شده ) پی نبرده بی تاثیر نبوده است که امیدواریم در ادامه مجموعه بتوان این نقیصه را جبران کرد.

ثانیا"  اگر می خواستیم با نگاهی ایجابی رفتار صحیح انسانی و اجتماعی را تبلیغ و ترویج کنیم و به عبارتی بیننده را نصیحت کنیم، قطعا"  به دام شعار زدگی می افتادیم و با تبلیغ مستقیم که مطبوع طبع بیننده هوشیار و فهیم تلویزیونی نیست از مقصود خود باز می مانیم.  پس بر آن شدیم تا با رویکردی سلبی به هجو عادات و اخلاق ناپسند فردی و اجتماعی و نقد روابط سوء و ناهنجاری های جامعه بپردازیم تا از این راه رسالت خود را در تولید محصولی پیام دار و متناسب با اهداف رسانه ملی انجام دهیم. اگر چه هنوز در ابتدای راه هستیم و قسمت هایی از برنامه که تاکنون تولید و پخش شده اند، حدود یک پنجم کل مجموعه را شامل می شوند. اما به پشتوانه تفکر و تحقیق و بحث های کارشناسانه و حمایت ها و هدایت های مادی و معنوی سازمان صدا و سیما و مدیران شبکه و به اتکای همکاری و همراهی گروهی منسجم و کارآزموده، توانسته ایم حجم قابل توجهی از مفاهیم ارزشمند و آموزه های اخلاقی مورد نیاز جامعه را در این مجموعه مطرح کنیم که در زیر فهرست وار به آنها اشاره می کنیم.

-  تقبیح چاپلوسی و تملق گویی که متاسفانه در جامعه ما رواج یافته است، از طریق خلق شخصیت " جان نثار " که جز پاچه خواری هنر دیگری ندارد و موجب بیزاری بیننده از این عادت زشت می شود.

-  تقبیح غیبت و بدگویی که متاسفانه نُقل بعضی از مجالس و محافل ما شده است و  از طریق تشبیه آن به مراسم نخود چی خوران کوشیده ایم تا تنفر بیننده را نسبت به این گناه و عمل ناپسند برانگیزیم.

-  نهی از دو رویی و دو گانگی در رفتار و در روابط اجتماعی که استفاده از " افعال معکوس " تمثیل این معنا است.

-  نفی سودجویی و منفعت طلبی و کسب درآمدهای حرام و نامشروع که انگیزه عمل به ارتشا و اختلاس است و اشاره به زشتی این معنا که همه چیز قابل معامله با پول است.

-  تاکید بر لزوم کنار گذاشتن آداب و رسوم غلط و دست و پا گیری که هیچ تناسبی با موازین شرعی و سنت های اسلامی ندارد؛ از جمله سخت گیری های بی مورد در ازدواج.

-  نفی باورهای غلط مثل بسته شدن عقد دختر عمو و پسر عمو در آسمان که متاسفانه هنوز هم در برخی از مناطق کشور رواج دارد.

-  طرح مشکلات ناشی از ازدواج تحمیلی به عنوان یک رفتار غیر اسلامی.

- نکوهش تحمیل ناپذیری و پرخاشگری و توسل به زور در تعاملات اجتماعی از طریق نمایش دعواهای بی مورد و کسانی که با کوچکترین مخالفتی با یکدیگر دست به یقه می شوند.

ثالثا" در انتخاب جغرافیای برره، دکورها، لباس ها و گویش این مردم نهایت سعی خود را کرده ایم که به هیچ یک از مناطق ایران شبیه نباشد تا مبادا شائبه توهین به قوم خاص، زبان و لهجه خاص یا بخشی از سرزمین پهناور ایران به وجود بیاورد. حتی دقت کرده ایم تا بحث شهری و روستایی مطرح نشود و اینکه در بعضی از انتقادات به تمسخر روستاییان متهم شده ایم و در برخی دیگر به توهین به شهری ها، نشان می دهد که واقعا" قصد تحقیر و توهین به هیچ یک از این اقشار را نداشته ایم و به مقصود و منظور خود از ایجاد ناکجاآبادی انتزاعی نزدیک شده ایم. البته در این میان به موفقیت دیگری نیز نایل آمده ایم که همان ایجاد اشمئزاز ( بیزاری ) و تنفر در بیننده نسبت به رفتارهای غلط برره ای ها است که در اعتراض اهالی مناطق مختلفی از کشور تشابهات اتفاقی ناشی از برخی اسم ها دیده می شود.

رابعا" از وارد شدن لطمه به زبان فارسی به عنوان یکی از عیب های برنامه سخن به میان آمده است که باید بپرسیم آیا لهجه های مختلفی که در ایران وجود دارند تاکنون لطمه ای به این زبان زده اند؟  اگر جواب منفی است، پس لهجه بازیگران این مجموعه نیز صدمه ای به این زبان وارد نخواهد کرد. ضمن اینکه تاثیر اصطلاحات و تکیه کلام های مجموعه های طنز تلویزیونی معمولا" مقطعی است و به همان سرعتی که در بین بینندگان جا می افتد و شایع می شود، به همان سرعت نیز از خاطره ها محو می گردد. اما نکته مهمی که در این باره می توان گفت این است که زبان فارسی به دلیل غنای فرهنگی و غلبه ذاتی خود در طول تاریخ نه تنها تحت تاثیر لهجه ها و حتی زبان های دیگر قرار نگرفته، بلکه بر بسیاری از این زبان ها تاثیر گذار نیز بوده است. در کشور همسایه مان افغانستان با وجودی که اکثریت با پشتون ها است، اما مردم افغان یا فارسی زبان اند و یا دو زبانه و حتی پشتون های این کشور نیز فارسی بلدند و این نشان از نفوذ زبان فارسی دارد. در برخی از ایرادات به این برنامه از هزینه میلیادی کار سخن رفته است که برای رفع هر گونه سو تفاهم در این باره باید گفت؛ هزینه ساخت این برنامه دقیقه ای صد و شانزده هزار تومان است که با احتساب نود برنامه 40 دقیقه ای رقم کل هزینه ساخت این برنامه نصف آنچه که در مطبوعات آمده هم نمی شود که با توجه به سختی کار و تعدد بازیگران و مخارج سنگین دکور و اجاره مکان فیلمبرداری که باغی به مساحت حدود چهل هزار متر است، شاید از ارزان ترین سریال های تلویزیونی است.

اما انتقال سرور در قلب مومن و ایجاد ابتهاج خاطر و نشاندن تبسم بر لبان بیننده اولین هدفی است که دست اندرکاران این مجموعه دنبال می کنند که اگر هیچ یک از نکاتی که ذکر شد نیز در این برنامه وجود نداشت، همین ایجاد نشاط و شادی و سرور در مخاطب به عنوان دلیل تولید و پخش این مجموعه کفایت می کرد.

در خاتمه از خداوند توفیق خدمت در راه اعتلای فرهنگ اسلامی و ایرانی را طلب می کنیم واز راهنمایی های بینندگان سیما که همواره ما را در بهبود کیفیت برنامه سازی یاری کرده اند، استقبال می کنیم


نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر 1384 ساعت 11:10 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

این هم دوتا هدیه به مناسبت شروع فرخنده  ی شبهای برره و  بازگشت ناجی قلب های گرفته...

دلگرمی هایتان همیشه باعث پیشرفتم بوده و هست...

 مهران مدیری عزیز

دلی دارم که خواهان تشکر از

توست اما زبان مثل همیشه

ناتوان است و دست ما باز هم

کوتاه...


نوشته شده در شنبه 2 مهر 1384 ساعت 11:09 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

                          به نام خالق زیبایی ها

یه سلام گرم به گرمای اهواز عزیز تقدیم به همه دوستداران استاد عزیزترم مهران مدیری

بعد از یه مدت طولانی دارم بروز میکنم .دلیلش هم این بوده که هرچی خبر دست اول داشتم دوستان تو وبلاگاشون نوشتن شما هم خوندید…منتها من روم که رو نیست سنگ پای قزوینه شما هم که تا حالا مهربون بودید این بار هم  باشید و خبرهای منو بخونید به خدا مهران مدیری تکرار ناپذیره هر چی ازش بگیم کمه شما هم که از خوندن خبر درمورد مهران مدیری عزیز خسته نمیشین میشین؟

خدمتتون عرض کنم که اسم برنامه همون طور که میدونید از ایستگاه جابر آباد شد ته چین از ته چین هم به را آهن جابر آباد رسید بعد قرار شد اسمش عوض بشه حالا به نظرم شده شبهای برره!!!!خیلی باحاله نه؟!

  لوکیشن هم تو یه باغ به مساحت 25000 متره توفرحزاد؟!ساخته محراب قاسم خانی اینو که دیگه عمرا نمی دونستید می دونسین؟

حالا نقش ها:(همون طور که دوستان به اطلاعتون رسوندن) سیامک انصاری :"کیانوش استقرار زاده" (تو فقط برو تو کف فامیل!!!)ساعد هدایتی پاچه خوار اعظم/محمد رضا هدایتی : ژاندارم برره/شقایق دهقان:دختر خان پایین برره/بهنوش بختیاری : دختر خان بالا برره/ و مهران مدیری در نقش پسر خان پایین برره .

این هم خبرهای دست اولم ببخشید دیگه... خب تقصیره من چیه شما از قبل خبرا رو میدونستید...

حالااینا رو ولش کن براتون یه کاغذ دیواری درست کردم بیست  عالی  بیوتیفول!!! حتما خوشتون میاد...

به امید دیدار مهران  مدیری عزیز با یک دنیا موفقیت همه تونو به خدای بزرگ میسپارم و به قول دوست بانمکم توجه تونو به ادامه برنامه جلب میکنم...

مهران مدیری مرد اول کمدی ایران


نوشته شده در سه شنبه 22 شهریور 1384 ساعت 10:09 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

تقدیم به همه دوستداران مرد اول کمدی ایران

با تشکر از همه دوستان عزیز که با نظراتشون همیشه باعث دلگرمی ام بودند...


نوشته شده در پنجشنبه 10 شهریور 1384 ساعت 09:09 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

دلم میخواهد فرصت بدهم اما چه کنم که بزرگان گفته اند:

.

سالی که نکوست از بهارش پیداست…

 

تقریبا دو هفته ای از پخش سریال طنز ارث بابا م می گذرد و من هر شب به این امید برنامه را تماشا می کنم که با شب قبلش متفاوت باشد اما دریغ از یک جو پیشرفت…

البته ممکن است با گذر زمان برنامه بهتر شود فقط نمیدانم ما تا کی باید معطل و پا در هوا بمانیم که اساتید محترم این برنامه به خود بیایند…

نمدانم آقای رضویان با چه پشتوانه ای دست به ساخت برنامه ای زده اند و اسم آن را طنز گذاشته اند و من هنوز مانده ام کجای این برنامه بوی طنز می دهد ؟! اگر منظور از طنز خنداندن است که من یکی اصلا خنده ام نمی گیرد! و اگر منظور بزرگی گژی ها و کاستی هاست که اصلا برنامه با چنین واژهای قلمبه ای کلا بیگانه است…آیا اسم هر کاری را می شود طنز گذاشت …باورم نمیشود که طنز اینقدر مظلوم شده باشد!!!

خیلی دوست دارم بدانم جواد رضویان انگیزه هاش از ساخت این برنامه چه بوده؟ یعنی مردم ایران اینقدر بد ذائقه شده اند؟ یا آقای رضویان!شما خیلی خوش باور شده اید؟

من به عنوان یک بیننده صراحتا می گویم که از طنز پردازی چیزی نمی دانم اما حداقل انقدر سرم میشود که تقاوت آشکارمیان کار شما وکار طنز پردازان اهل فن مملکنم بدانم… شما فکر کرده اید من بیننده این همه از مرحله پرتم که به هر برنامه ای دل خوش کنم و هر چیزی را به اسم طنز بپذیرم!

واقعا متاسفم که در کشو ما هر کس بازی در چند فیلم و سریال را تجربه کرد دیگر فکر می کنند پروفسور این کار شده است…

من در عجبم که چرا صدا و سیما کاری نمی کند … یعنی اینقدر پولش از پارو بالا رفته که هر جا و به هر شکل آن را به هدر می دهد ! یعنی کشور مااین قدر بی در و پیکر شده!که هر کسی دست به برنامه سازی بزند بدون اینکه یک سر سوزن طرح و برنامه به کارش اضافه کند.

این جور افراد بیشتر از اینکه دلشان به حال مردم سوخته باشد سرگرم رقابت های ناسالم و رو کم کنی های بچه گانه خویش اند… این افرادی که شب می خوابند صبح بیدار می شوند و اسم خود را کارگردان می گذارند خیلی بیشتر ازاینکه بخواهند مردم را شاد و سرگرم کنند دارند از اعتماد و صداقت ملت سو استفاده می کنند…

دلم به حال خودم میسوزد تنها دلخوشی ام این است که فقط دوهفته از شروع برنامه گذشته و من هنوز می توانم یک ماه دو ماه سه ماه ده ماه شاید هم یک سال صبر کنم تا برنامه پیشرفت کند و هنوز میتوانم خوش باورانه هر شب یک ساعت از عمرم را هدر بدهم به این امید که برنامه امشب با دیشب فرق خواهد کرد…

اما وقتی کمی منطقی تر به موضوع فکر می کنم با خود می گویم آخه من خوش باور ساده دلم را به چه خوش کنم ؟ به نویسندگان چیره دست برنامه؟ به طراح برنامه؟ به بازیگران برنامه که از 10 حرکتشای یکی جدید و بامزه از آب در اید؟ به سوژه های برنامه که گوش شیطان کر یکی از دیگری جذاب تر و بدیع ترند؟

من حتی به دکور برنامه هم نمیتوانم دل خوش باشم چون تهیه کننده محترم حتی زحمت ساخت (تهیه) یک دکور جذاب و اثتسنایی یا حداقل خیلی عامیانه و خودمانی تر بگویم خوشکل و زیبا را هم به خود نداده…آخه من بیننده به چه دل خوش کنم؟به کارگردان که خوشبختانه نه تجربه کافی دارند نه تحصیلات و نه اندوخته ای و نه حتی یک جو وجدان کاری…

من بیننده فقط میتوانم به خدا دل خوش باشم که دلش به حال من بسوزد و معجزه ای رخ دهد…که ای کاش رخ دهد… ای

 کاش برنامه جان بگیرد…من که بخیل نیستم شما هم هر شب ساعت 30/10 بنشینید شبکه 3 را نگاه کنید… من چی کاره بیدم!


نوشته شده در سه شنبه 1 شهریور 1384 ساعت 08:08 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

تولد حضرت علی و روز پدر بر همه  

.

               عاشقان مبارک

.

سلام سلام آدمای دور و بر آی آدمای خسته ی هر روز من....

خیلی دلم می خواست وبلاگو  روز ۲۸/مرداد آپ دیت کنم اما نشد به خاطر اینکه درست روز بیست و هشتم به دلیل مناسبت قشنگش نامزدی یکی از دوستان است و من مجبورم به  شیراز بروم ... به خاطر همه چیز از شما بزرگواران و دوستان همیشگی عذر می خواهم...

.

 

 

امروز روز پدر است اول از همه به یاد علی هستم کسی که حتی بزرگ ترین نویسندگان و شاعران هم نتوانسته اند چیزی بگویند که در خور شخصیت والای او باشد چه برسد به من که حتی انشا نوشتن هم بلد نیستم...فقط همیشه به این فکر بوده ام که او یک انسان واقعی بود و آه از تفاوت یک مرد با یک مرد...

بعد از او به یاد پدرم هستم بهترین و بزرگوارترین پدر دنیا برای من... و من فقط میتوانم این روز را به او تبریک بگویم چرا که اگر من ناتوان تا آخر عمر هم در تلاش باشم نخواهم توانست خوبی هایش را جبران کنم...

و اما یک نفر دیگر...یک یار آشنا؛ کسی که همیشه یاد و خاطره اش در هر دل رها شده از غم و درد بوده و من امروز دوباره به یاد او هستم...کسی که در کالبد خسته و ترک خورده ایران عزیز دمید و ما را دوباره متولد کرد؛ ما به ممد لطف او در این دنیای یخ زده ی پر درد و رنج خندیدیم ؛روزگار را با همه سختی هایش آسان گرفتیم و لبخند زدیم . انگار تمام غم ها و خستگی ها و دلتنگی ها و بدبختی ها یکباره نابود شد ...

این یار آشنا کسی جر مهران مدیری عزیز نمی تواند باشد کسی که جوانیش را داد برای مردم کشورش شادی گرفت کسی که تک تک موهایش را سفید کرد تا حتی شده برای یک لحظه لبخند را به لب های خشک و دل های گرفته و نا امید بر گرداند ...

حالا خودتان بگویید آیا او پدر شادی های ایران نیست... پدر که هیچ اگر او را فرشته هم بنامیم هنوز کوتاهی کرده ایم...

امروز هر روزی که می خواهد باشد...برای من جاودانه است به خاطر یگانه مرد عالم هستی علی...به خاطر پدر نازنینم و به خاطر فرصتی که بدست آوردم تا یک بار دیگر از عزیزانم یاد کنم تا تبریک بگویم؛ تبریک هایی که به قول شاعر خموش و  یک جهان سخن بود...فرصتی برای اینکه یک بار دیگر از مهران مدیری خوبمان تشکر کنم تا باز هم با همه کوچکی هایم سعی کنم خالصانه زحماتش را ارج نهم ؛ بی ادعا؛قدرش را بدانم؛از ته دل برایش دعا کنم؛همیشه منتظر شادی هایش باشم؛ کودکانه دوستش بدارم و به او بگویم پدر شادی های ایران روزت مبارک.


نوشته شده در چهارشنبه 26 مرداد 1384 ساعت 06:08 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

مهران مدیری و  یک آلبوم موسیقی دیگر...

سال پیش بود که خبر اجرای کنسرت مشترک مهران مدیری و رضا شفیعی جم منتشر شد و پس از مدتی یعنی در زمستان ۸۳ مدیری به تنهایی کنسرت خود را اجرا کرد.آهنگ سازی ترانه های مدیری را فردین خلعتبری به عهده داشت . خلعتبری که از آهنگ سازان سینماست دیروز گفت: مشغول ضبط ترانه های مدیری هستیم و این آلبوم به زودی روانه بازار خواهد شد وی افزود علاوه بر آهنگ هایی که مدیری در کنسرت خود اجرا کرد چند ترانه جدید نیز در این آلبوم گنجانده شده است .


نوشته شده در پنجشنبه 20 مرداد 1384 ساعت 01:08 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

مهران مدیری در جشن نفس

 

من از بینوایی نیم روی زرد            غم بی نوایان رخم زرد کرد

نخواهد که بیند خردمند ریش        نه بر عضو مردم نه بر عضو خویش

کرم پای دارد نه دیهیم و تخت        بده کز تو این ماند ای نیکبخت

 

بازیگران سینمای ایران با حضور در جشن نفس به یاری  

                       بیماران ریوی شتافتند...

 

در مراسمی که روزهای گذشته برگزار شد غرفه ای هم به انجمن بازیگران اختصاص پیدا کرد که هنرمندانی چون ژاله علو؛ آزیتا حاجیان؛محمد رضا شریفی نیا؛مهناز افشار؛مهران مدیری؛ کورش تهامی؛ آتنه فقیه نصیری؛ بهرام رادان و ... نیز در آن حضور یافتند.

این برنامه در مجتمع فرهنگی تفریحی دشت بهشت واقع در بزرگراه شهید چمران برپا شد.

.

.

.

خبر های کوتاهی از ته چین ...

.

از آقای محراب قاسمخانی در مورد حضور یوسف صیادی به عنوان نقش مکمل آقای مدیری پرسیدم و ایشان گفتند فکر نکنم چنین باشد احتمالش خیلی کم است...البته ممکن است آقای صیادی در برنامه باشند امانه به عنوان جانشین جواد رضویان...

ساخت دکور همچنان ادامه دارد...

برنامه از اوایل شهریورجلو ی دوربین می رود و دوستداران مهران مدیری می توانند از اول مهر شاهد شاهکار جدید ایشان باشند...

با تشکر فراوان از آقای قاسمخانی


نوشته شده در یکشنبه 16 مرداد 1384 ساعت 12:08 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

اخرین مطالب
مجموعه جدید
"مهران مدیری" در بارگاه هارون الرشید!
نیم نگاهی به ؛ مرد هزار چهره

جسته گریخته از کار جدید مهران مدیری
بازگشت مدیری بعد از ماه رمضان.
خاطرات کارهای مدیری و تندیس حافظ

هر روز روز تولد توست...





نیم نگاهی به ؛نامزدنگ؛

صفحات وبلاگ
تعداد کل صفحات :( 4 ) 1 2 3 4