تبلیغات
مهران مدیری

مهران مدیری

اگر هر بار كه لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل كف دست بود.

دلم میخواهد فرصت بدهم اما چه کنم که بزرگان گفته اند:

.

سالی که نکوست از بهارش پیداست…

 

تقریبا دو هفته ای از پخش سریال طنز ارث بابا م می گذرد و من هر شب به این امید برنامه را تماشا می کنم که با شب قبلش متفاوت باشد اما دریغ از یک جو پیشرفت…

البته ممکن است با گذر زمان برنامه بهتر شود فقط نمیدانم ما تا کی باید معطل و پا در هوا بمانیم که اساتید محترم این برنامه به خود بیایند…

نمدانم آقای رضویان با چه پشتوانه ای دست به ساخت برنامه ای زده اند و اسم آن را طنز گذاشته اند و من هنوز مانده ام کجای این برنامه بوی طنز می دهد ؟! اگر منظور از طنز خنداندن است که من یکی اصلا خنده ام نمی گیرد! و اگر منظور بزرگی گژی ها و کاستی هاست که اصلا برنامه با چنین واژهای قلمبه ای کلا بیگانه است…آیا اسم هر کاری را می شود طنز گذاشت …باورم نمیشود که طنز اینقدر مظلوم شده باشد!!!

خیلی دوست دارم بدانم جواد رضویان انگیزه هاش از ساخت این برنامه چه بوده؟ یعنی مردم ایران اینقدر بد ذائقه شده اند؟ یا آقای رضویان!شما خیلی خوش باور شده اید؟

من به عنوان یک بیننده صراحتا می گویم که از طنز پردازی چیزی نمی دانم اما حداقل انقدر سرم میشود که تقاوت آشکارمیان کار شما وکار طنز پردازان اهل فن مملکنم بدانم… شما فکر کرده اید من بیننده این همه از مرحله پرتم که به هر برنامه ای دل خوش کنم و هر چیزی را به اسم طنز بپذیرم!

واقعا متاسفم که در کشو ما هر کس بازی در چند فیلم و سریال را تجربه کرد دیگر فکر می کنند پروفسور این کار شده است…

من در عجبم که چرا صدا و سیما کاری نمی کند … یعنی اینقدر پولش از پارو بالا رفته که هر جا و به هر شکل آن را به هدر می دهد ! یعنی کشور مااین قدر بی در و پیکر شده!که هر کسی دست به برنامه سازی بزند بدون اینکه یک سر سوزن طرح و برنامه به کارش اضافه کند.

این جور افراد بیشتر از اینکه دلشان به حال مردم سوخته باشد سرگرم رقابت های ناسالم و رو کم کنی های بچه گانه خویش اند… این افرادی که شب می خوابند صبح بیدار می شوند و اسم خود را کارگردان می گذارند خیلی بیشتر ازاینکه بخواهند مردم را شاد و سرگرم کنند دارند از اعتماد و صداقت ملت سو استفاده می کنند…

دلم به حال خودم میسوزد تنها دلخوشی ام این است که فقط دوهفته از شروع برنامه گذشته و من هنوز می توانم یک ماه دو ماه سه ماه ده ماه شاید هم یک سال صبر کنم تا برنامه پیشرفت کند و هنوز میتوانم خوش باورانه هر شب یک ساعت از عمرم را هدر بدهم به این امید که برنامه امشب با دیشب فرق خواهد کرد…

اما وقتی کمی منطقی تر به موضوع فکر می کنم با خود می گویم آخه من خوش باور ساده دلم را به چه خوش کنم ؟ به نویسندگان چیره دست برنامه؟ به طراح برنامه؟ به بازیگران برنامه که از 10 حرکتشای یکی جدید و بامزه از آب در اید؟ به سوژه های برنامه که گوش شیطان کر یکی از دیگری جذاب تر و بدیع ترند؟

من حتی به دکور برنامه هم نمیتوانم دل خوش باشم چون تهیه کننده محترم حتی زحمت ساخت (تهیه) یک دکور جذاب و اثتسنایی یا حداقل خیلی عامیانه و خودمانی تر بگویم خوشکل و زیبا را هم به خود نداده…آخه من بیننده به چه دل خوش کنم؟به کارگردان که خوشبختانه نه تجربه کافی دارند نه تحصیلات و نه اندوخته ای و نه حتی یک جو وجدان کاری…

من بیننده فقط میتوانم به خدا دل خوش باشم که دلش به حال من بسوزد و معجزه ای رخ دهد…که ای کاش رخ دهد… ای

 کاش برنامه جان بگیرد…من که بخیل نیستم شما هم هر شب ساعت 30/10 بنشینید شبکه 3 را نگاه کنید… من چی کاره بیدم!


نوشته شده در سه شنبه 1 شهریور 1384 ساعت 08:08 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

اخرین مطالب
مجموعه جدید
"مهران مدیری" در بارگاه هارون الرشید!
نیم نگاهی به ؛ مرد هزار چهره

جسته گریخته از کار جدید مهران مدیری
بازگشت مدیری بعد از ماه رمضان.
خاطرات کارهای مدیری و تندیس حافظ

هر روز روز تولد توست...





نیم نگاهی به ؛نامزدنگ؛

نمایش نظرات 1 تا 30