تبلیغات
مهران مدیری - نیم نگاهی به ؛نامزدنگ؛

مهران مدیری

اگر هر بار كه لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل كف دست بود.

نامزدنگ

یک نویسنده ایرلندی میگوید...." اگر با مخارج بالا یک جشن عروسی باکلاس برگزار کنی شاید یک شب دوستانت را خوشحال کرده باشی اما یک عمر خودت را ناراحت خواهی کرد !".... حالا شده جریان شیر فرهاد قصه ما نمونه آدم هایی که می خواهند به هر قیمتی ثابت کنند که از قافله عقب نیستند چه بسا که خیلی جلو تر از قافله هم تخته گاز میدهند ونمیدانند  آنهایی که تند می دوند زمین میخورند....

به دور و بر خودم نگاه میکنم ... چقدر از این شیرفرهاد ها میبینم... آیا یک شب شادی این قدر ارزش دارد که یک عمر خودت را بد بخت کنی؟

 چرا بعضی از ما آدم ها حتی در بهترین شب زندگیمان هم باید به فکر آزار هم باشیم به فکر پز دادن های بچگانه و چشم و هم چشمی و رو کم کنی!.... ما شیر فرهاد را دیدیم و به ابلهی اش خندیدیم اما فردا صبح دوباره بیدار شدیم و رفتیم و یک انگشتر برای نامزدمان خریدیم که چشم خانواده اش درآید؟!!! نه؟! .. نه امید وارم این طور نباشد ... واقعا خیلی احمقانه است که حاصل یک سال زحمت و تلاش در یک شب در عرض چند ساعت دود شود و به هوا رود .... البته خانواده شیر فرهاد هم مقصر بود پلانی که فرهاد و موا و بوا و سحر ناز نشسته بودند و به رو کم کنی های فرهاد ( که بهتر است بگویم احمقی و حماقت فرهاد) در پذیرفتم شرایط سخت پدر زن می خندیدند و او را مورد تشویق قرار میدادند را به یاد بیاورید ... این خود خانواده ها هستند که امثال شیرفرهاد را شیر میکنند که دست به چنین حماقت هایی بزنند و زندگیشان را به جای اینکه با واژهای زیبای قناعت و بخشش آغاز کنند

 


در پی آزار هم و ریخت و پاش های الکی هستند اصراف هایی که اول از همه گریبان گیر خودشان میشود

 جالب اینکه حرف هیچ کس دیگری را هم قبول ندارند و اگر احیانا آدم منطقی و دلسوزی چون کیانوش درصدد آگاه کردنشان برآمد این دلسوزی او را حسادت نامیده و گوش هایشان را به روی همه نصیحت ها  میبندند !!! البته این افراد راه دوری نمیروند یا به سرنوشت فرهاد گرفتار میشوند یا صد پله بد بخت تر از او...

یک نکنه جالب دیگه هم در این قسمت بود و آن قضیه نامزدنگ بود اینکه دو جوان که با هم نامزد می شوند حق ندارند همدیگر را ببینند و صحبت کنند حتی اگر رسما زن و شوهر به حساب بیاییند ....هنوز این رسم در بسیاری از مناطق دور ایران اتفاق می افتد میشناسم کسانی را که یک سال نامزد بوده اند و لی حتی اجازه یک دقیقه صحبت کردن نداشتند ... این جور پدر و مادر ها فکر نمیکنند این دو جوان چطور میتوانند با علایق و خواسته های هم آشنا شوند ؟! باور کنید بسیاری از این طلاق ها و این آشیان پاشیدگی ها نتیجه همین تعصبات بی جای خانواده ها در دوران نامزدی ست ... من مانده ام اصلا دوران نامزدی یعنی چی؟ یعنی اینکه دو نفر  با هم آشنا بشوند تا بتوانند در آینده خیلی راحت تر با تفاهم بیشتری زندگی کننند؟ یا همون نامزد زنون برره ای ؟!

متاسفانه هنوز در جامعه ما سالار خان ها هستند که فکر می کنند کارشان خیلی درست است  و موقعی می فهمند  اشتباه کرده اند که دیگر خیلی دیر شده...

به امید سعادت همه جوانان جامعه متمدنم.......



نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1384 ساعت 11:10 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

اخرین مطالب
مجموعه جدید
"مهران مدیری" در بارگاه هارون الرشید!
نیم نگاهی به ؛ مرد هزار چهره

جسته گریخته از کار جدید مهران مدیری
بازگشت مدیری بعد از ماه رمضان.
خاطرات کارهای مدیری و تندیس حافظ

هر روز روز تولد توست...





نیم نگاهی به ؛نامزدنگ؛