تبلیغات
مهران مدیری

مهران مدیری

اگر هر بار كه لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل كف دست بود.

ای خدا این وصل را هجران مکن...

از آخرین باری که آپدیت کردم خیلی گذشته ... الان هم نمیخواستم مطلب جدیدی بنویسم اما دلتنگی امانم را بریده اگر میبینید این روزها چیزی نمینویسم به خاطر اینه که رمقی برای نوشتن ندارم... پایان غیر منتظره شبهای برره فکر منو چنان آشفته کرده که هیچ چیز برای نوشتن به ذهنم نمیرسه ... این قلم در این مواقع سختی و دلتنگی به جای اینکه با من همدردی کنه و این بار سنگین رو از رو دوشم که نه از رو دلم برداره خودش هم سکوت کرده و هیچی نمیگه انگار که اون از من غمگین تره ...

دلم نمیخواست آپدیت کنم چون هنوز امیدوارم ...هرشب با هزار امید پای دریچه قشنگی که مهران مدیری با شبهای برره می اومد مینشینم . تموم روز رو به امید دیدن برره و یک لبخند ساده به شب میرسونم اما نه امشب هم شبهای برره بر نگشت ... هر روز من این طور میگذره انگار نه انگار میگن مهران مدیری خودش اومده و گفته که برره تموم شد !!!... اصلا باورم نمیشه آخه مهران مدیری دوستی نبود که بی خداحافظی بره... تا اونجایی که یادمه همیشه برنامه هاشو با یه سلام گرم و مهربون شروع میکرد و به اوج میرسوند و دم دمای رفتن با هدیه های مخصوصش با یه آرزوی خوب بودن و شاد بودن با ما خداحافظی میکرد اون وقت بود که ما علاوه بر غمی که همیشه تو خداحافظی هامون هست دلمون شاد میشد ... و چشم به راهش میماندیم ... اما نمیدونم چی شد که این بار بدون خداحافظی رفت و هواداراشو در انتظار گذاشت...

من نمیدونم چرا شبهای برره تموم شد... اما میدونم که خیلی بیرحمیه خیلی نامردیه... فکر نمیکردم مردم و مسئولین این طور زحمات چندین ساله استاد رو جبران کنند... از مسئولین که بیشتر از این نمیشود انتظار داشت ! طرف صحبت من شما مردم هستید شمایی که هرشب به یمن قدم دسترنج مهران مدیری شاد میشدید و ساعتی رو خارج از غم ها و مشکلات کمرشکن روزگار میگذروندید و میخندیدید...شما چرا این طور از استاد طنز و شادی بخش مهربانمان تشکر کردید؟! فکر میکردم هر چقدر هم که شبیه برره ای ها باشیم آخر یه قلب بزرگ ایرونی داریم که معنی سپاس رو بدونه تشکر رو بفهمه و جواب خوبی رو با خوب تر بودن بده ... فقط تو خندیدن ها و شادی ها شریک نباشه ... پس چی شد اون حس قدر شناسی و ارج گذاشتنتون؟این بود اون همه مدعی همراه و همسفر بودن؟... چی دارم میگم باکی دارم حرف میزنم.؟......

شبهای برره تموم شد و رفت یعنی دیگه کم کم بر خلاف میلم باید قبول کنم اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد.... شبهای برره رفت چون قدرشو ندونستیم چون اجازه دادیم یک عده بیچشم و رو یه عده نمک خور نمکدان شکن یک عده رفیق نیمه راه و یک عده نقد ناپذیر حتی لذت شاد بودن را از ما بگیرند و ما چه راحت پذیرفتیم که شاد بودن و خندیدن برای ما خیلی زیاد است و چه بهتر که با شادی بیگانه بمانیم ...

با حسودا و رفیق های نیمه راه و بیچشم و روها کاری ندارم... شاید اگر هم بخوان کاری از دستشون ساخته نیست ... و اما نقد ناپذیرها...

یه عده نتونستن ایرادهاشونو بپذیرن و از این بدتر اینکه نتونستن بدیهای خودشون ببینن ... این عده میتونه هر کسی باشه همه اون کسایی که روستای برره 50 سال پیش اونا رو به رخ کشید و از کمی ها و دغل ها و کلک ها و هزاران صفت زشتشون صدها قصه ساخت و ما فقط خندیدیم....

بالاخره قدر نشناسها و نقد ناپذیرها باعث شدند برنامه تعطیل شود ... شبهای برره رفت و حرفهای ناگفته همچنان در ابهام باقی ماند...

خوش باوران انتقاد ناپذیر به خیال خودشون با تموم کردن شبهای برره ایرادها و مشکلاتشونو حل کردن غافل از اینکه ای کژیها و زشتیها با انتقاد اصلاح میشه و اونا حتی نمیدونستن که در همین مدت کوتاه چقدر شناخته شدن و شاید یکی از دلایل خشمگین شدنشون هم همین بود.

اما من باید خدمت همه عرض کنم که شبهای برره از آغاز کار تا پایان غیر منتظره اش هر بار در هر قسمت یک عده را به باد انتقاد گرفت و تک تک لحظه هایش پر بود از نکته های که خیلی ها از دیدن آن یکه خوردند ... خیلی ها را به فکر فرو برد ... خیلی ها را خنداند و... بعضی ها اصلاح شدند و اما بودند و هستند کسانی که آن را نپذیرفتند و خشمگین شدند و در جهل خود همچنان باقی ماندند. ... آنها فکر میکنند با پایان سریال زشتی ها و بدیهای حل نشدنی جامعه حل میشود و چقدر باید سطحی نگر بود که فکر کرد با پنهان کردن بدیها ... مشکلات و معضلات جامعه حل میشود!!!! نه خیر ازاین خبرها نیست شبهای برره بالاخره یک روز تمام میشد مثل زمستان که میرود و روسیاهی آن به ذغال میماند.... شبهای برره تعطیل شد ... برره ای ها... به بهتر بگویم آینه های تمام نمای ما رفتند اما مشکلات جامعه همچنان پابرجا ست ... دزدی ها و حق خوری ها و پلیدیها هنوز در جامعه موج میزند ....

از رفتن برره ای ها خیلی ناراحت هستم اما خوشحالم به دو دلیل... اول اینکه شبهای برره خیلی چیزها برای گفتن داشت و در این مدت کوتاه توانست به خوبی همه چیز را بیان کند ... شبهای برره یک طنز تلخ بود یک تیغ برنده که خیلی ها را تکان داد....

و دوم اینکه به کوری حسودان و تنگ نظران مهران مدیری استاد بزرگ طنز باز هم خوش درخشید و 0سریالش  جاودان شد و در خاطرها ماندگار....

اما من یک سوال دارم از آقای ضرغامی مدیر شبکه سوم سیما.... آقای ضرغامی شما که اگر میخواستید این سریال 200 قسمت باشد باز هم میتوانستید این مساله را از مدیری بخواهید و کارگردان محبوب و صبور ما هم مثل همیشه به خاطر مردمی که دوستش دارند و چشم انتظار برنامه هایش هستند میپذیرفت همان طور که جنگ 77 نه ماه به طول انجامید اما میخواهم بدانم چی شد که شبهای برره تمام شد؟؟؟؟

سریالی که قرار بود 135 قسمت باشه... قرار بود نوروز مهمون ما باشه چی شد که به صد قسمت نرسیده تموم شد؟! آیا ایرادی داشت یا چون ایرادهای رو بیان میکرد تموم شد؟!!! مگر خود شما نبودید که رسما از مهران مدیری تشکر کردید پس چی شد؟!!!

بگذارید سوال خودمو از آقای رئیس جمهور هم بپرسم... آقای احمدی نژاد شما که رئیس جمهور این جامعه پر از ایراد و اشکال ما هستید آیا بیان ایرادها و کمی ها اشکالی داره؟ این جامعه کی باید بگیره که انتقاد پذیر باشه کی میخواد یاد بگیره که تنها راه اصلاح شدن نقد پذیریه؟کی میخواد این مساله رو بپذیره که گاهی برای رشد باید نیم نگاهی به خودمون و ایرادهامون بیندازیم؟آیا تا ایرادها دیده نشه اصلاح بوجود میاد؟؟؟جامعه رشد میکنه ؟زنده میمونه؟.... یا شاید هم مساله خیلی جدی تر از این حرفهاست که من ساده فکر میکنم؟؟؟؟!!! شاید بعضی ها مثل برره ای عاشق ایرادها شون هستند و به هیچ وجه نمیخوان اونا رو از دست بدن؟ و به همین دلیله که نمیخوان دیده بشن و از تماشای آن گریزانند.... آیا واقعا همین طوره یا من اشتباه میکنم ؟

آقای رئیس جمهور چرا هنرمندان عزیز ما نباید بتونن در جامعه خودشون به راحتی برنامه بسازن و متعادل کار کنند؟؟؟!!! ... ... مگر خود شما نبودید که ابتدای کار یا قبل از آن قول دادید که جامعه رو رشد بدید اصلاح کنید ؟!... قول دادید صبور باشید و جامعه رو نقد پذیر کنید ؟پس چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟ چی شد که دیدن یک سریال کوتاه 45 دقیقه ای که در هر جای دنیا میتونه به هر کسی نیش بزنه و هر ایرادی رو به رخ بکشه یک عده رو خشمگین کرد و باعث شد که برای نابودی اش کمر همت ببندند و ریشه به تیشه سریال بزنند و حق یک لبخند کوتاه را از مردم خسته غمگین روزگار بگیرند؟ ... آیا شبهای برره این قدر تلخ و گزنده بود ؟آیا انتقاد پذیر بودن این قدر سخته ؟یا خندیدن حق ما نیست؟؟؟؟؟؟..........


نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند 1384 ساعت 06:03 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

اخرین مطالب
مجموعه جدید
"مهران مدیری" در بارگاه هارون الرشید!
نیم نگاهی به ؛ مرد هزار چهره

جسته گریخته از کار جدید مهران مدیری
بازگشت مدیری بعد از ماه رمضان.
خاطرات کارهای مدیری و تندیس حافظ

هر روز روز تولد توست...





نیم نگاهی به ؛نامزدنگ؛