تبلیغات
مهران مدیری - مطالب تیر 1384

مهران مدیری

اگر هر بار كه لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل كف دست بود.

    ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی

این ره که تو می روی به ترکستان است

چند روز پیش با همان ناشناس موثق مورد اعتماد که همه ما او را می شناسیم صحبت می کردم (از راه اینترنت) و در میان خبر های دست اولش خبر رد دعوت مدیری توسط رضویان را به من داد ... اصلا باور نمی کردم ... گفتم آخه برره بدون داوود که مثل آبگوشت بدون گوشته یعنی هیچ کاری نمی شود کرد که او دوباره برگرده؟ ناشناس هم گفت: نه واقعا نمی شود وقتی جواد رضویان حتی جواب تلفن های مهران مدیری را هم نمی دهد دیگر چه کارش می شود کرد... با هم کلی در این مورد صحبت کردیم و من بسیار متاثر شده بودم آخر چرا ...

واقعا آدم نمی دونه چی بگه... انگار همین دیروز بود که پاورچین شروع شده بود چقدر گل کرده بود همه جا از داوود و فرهاد سخن میگفتن و انگار همه مردم زمین می خواستند برره ای و بهتر بگویم به سبک داوود یا همان جواد رضویان خودمان حرف بزنند ... چه زود رضویان معروف شد چه محبوبیتی!!! به نظر شما تا قبل از پاورچین هم این طور بود؟ من به جرئت می توانم بگم تا قبل از سال ۸۱ هیچ کس نمی دونس جواد رضویانی هم وجود داره! نه اشتباه نکنید نمی خوام شخصیت هنری رضویانو خدشه دار کنم اما خودتون کلاهتونو قاضی کنید؛ به قبل از پاورچین فکر کنید ... رضویان چند تا فعالیت درخشان داشت ؟ اصلا کارهایش به چشم می آمد؟ همه او را با نام داداش رضای مجید کوچولو می شناختند. یا آن پزشک سیب خنده ؛البته هر کدام از این کارها برای خود و در زمان خود مفید بود ؛قابل احترام و  گاهی هم بامزه اما آیا به پای پاورچین می رسیدند... حتی تصور این حرف هم کمی خنده دار به نظر می رسد... در آن زمان جزمهران مدیری نابغه و بازیگر شناس ما به هوش کدام کارگردان رسید که از رضویان استفاده کند و جز مهران مدیری چه کسی در محبوبیت وافر رضویان نقش داشت ؟... نمی خواهم منکر توانایی های هنری رضویان بشوم اما اگر مهران مدیری او را کشف نمی کرد او حالا این اندازه محبوب نبود تا این اندازه پیشرفت نمی کرد... به جایی نمیرسید که حالا دیگر حتی جواب تلفن های مدیری را هم ندهد خب او دیگر بزرگ شده !... محبوب شده! دو سه تایی فیلم سینمایی بازی کرده و برای خودش کسی شده حسابی مشهور شده حق هم دارد که دیگر جواب دعوت های مدیری( برای برنامه جدیدش) را هم ندهد...

و حالا من یک سوال از آقای رضویان دارم  آقا جواد شهرت و محبوبیت به کنار رد دعوت مدیری هم به کنار؛شاید شمابخواهید در هر برنامه ای که دوست داشته باشید بازی کنیدو این به ما مربوط نمی شود اما آیا این رسم انسانیت است ؟ چرا ما آدم ها اینقدر زود فراموش می کنیم که از کجا آمده ایم؟! چرا اینقدر زود یادمان می رود ... چرا وقتی کمی فقط کمی مقاممان بالا رفت دیگر خدا را بنده نیستیم آخه نمک نشناسی تا چه حد...

واقعا متاسفم نه برای رضویان برای خودم که چقدر جواد رضویان را دوست داشتم و چقدر برایم قابل احترام بود اما الان به این نتیجه رسده ام که واقعااشتباه می کردم یک انسان مغرور وچگونه می تواند دوست داشتنی باشد...نه آقا جواد تو دیگر دوست داشتنی نیستی... یک زمانی بودی چون فروتن و خاکی و مهربان بودی ... چون از بالا به مردم نگاه نمی کردی ؛ چون مرد بودی... اما حالا... فقط میتوانم برایت دعاکنم باور کن شهرت بدون محبوبیت صفر است ... به صحنه آمدن مهم نیست در صحنه ماندن هنر است... به امید روزی که حرف هایم را بخوانی ... اگر بازگشتی حرف هایم را عوض می کنم چون آن موقع تو عوض شده ای و اگر نه برو به سلامت؛ به هر کجا که دل تنگت می خواهد برو؛ اما... گر از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را...


نوشته شده در پنجشنبه 30 تیر 1384 ساعت 03:07 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

    حضور جواد رضویان در سریال جدیدی مدیری

 

                 منتفی شد!

 

البته هنوز این خبر در هیچ نشریه ای به چاپ نرسیده و صحت آن به خوبی مشخص نیست و از یک فرد ناشناس اما موثق وبسیار مورد اعتماد به من رسیده  من هم آن را در اختیار شما قرار می دهم .وشنیده ها حاکی از این است که رضویان دعوت مهران مدیری را برای رطنز جدیدی رد کرده!

همان طور که قبلا گفتم برنامه مربوط به 40/50 سال قبل از زمان شخصیت های پاورچین است و آن طور که ناشناس به من گفت بیشتر حالت تاریخی و قدیمی دارد و هنوز بازیگران به طور کامل و قطعی انتخاب نشده اند...


نوشته شده در دوشنبه 27 تیر 1384 ساعت 09:07 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

 آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست    

من به پایان دگر نیندیشم                  

که همین دوست داشتن زیباست             

از سیاهی چرا هراسیدن                  

شب پر از قطره های الماس است      

   آنچه از شب به جا می ماند

عطر خواب آور گل یاس است           

دانی از زندگی چه می خواهم               

زندگی گر هزار باره بود                  

بار دیگر تو بار دیگر تو     

                                             فروغ فرخ زاد 


نوشته شده در جمعه 24 تیر 1384 ساعت 03:07 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

                                                                               

دوستان سلام. واقعا ببخشید... برای نبودنم دلیل دارم . اول اینکه دانشگاه بودم وامتحان پشت امتحان(البته یکی از یکی افتضاح تر...دعاکنید برام) . ودوم ...عرض کنم که وبلاگ رو دادم ویرایش کنند اما از اونجایی که با آقای مهندس آبمون تو یه جوب نرفت وبلاگ که ویرایش نشد هیچ داغون هم شد اصلا ترکید!!! برای همین یه مدتی طول کشید تا یه وبلاگ جدید ساختم. همین طوکه می بینید قابش هم عوض شده چون فکر کردم اون قاب قبلی خیلی دلگیر بود.

آرزو می کنم نه در حد هنرمند بزرگ مون مهران مدیری عزیز بلکه در حدی آبرومندانه باشه و راضی کننده.

ودیگه اینکه این بنده حقیر رو از نظرات خوب  خودتون بی بهره نسازید...منتظریم.

ته چین...

 

زمانی که شنیدم برنامه جدید مهران مدیری مربوط به برره است خیلی تعجب کردم با خودم گفتم مهران مدیری هیچ وقت راه رفته را دوباره نمی پیمود .

و الان به این نتیجه رسیده ام که هنوز درست فکر می کنم چون مهران مدیری نمی خواهد راه رفته را دوباره برود او این بار در ته چین زندگی دوشخصیت معروف پاورچین یعنی پدر داوود و فرهاد را روایت خواهد کرد یعنی به حدود 40/50 سال قبل شخصیت های پاورچین بر می گردد و جریان آن در برره خواهد گذشت 

چقدر دلمان می خواست برره را ببینیم و بدانیم مردمانش چه شکلی اند چه می کنند و اصلا خود برره شبیه کجاست؟ و الان این دارد تحقق می یابد و من بیشتر و بیشتر به هوش مدیری پی می برم که چه زیرکانه آرزوی ما را فهمیده و درست دست روی آن گذاشته است . از این جالب تر اینکه زندگی مرمان برره در یک نسل قبل از آنچه ما دیدیم به نمایش گذاشته می شود. به یاد داوود می افتم که چقدر آداب و رسوم غلط و قدیمی داشت و حالا چقدر برایم جالب است بدانم پدر او که درست در 40/50 سال قبل ا زاو زندگی می کرده چه آداب و رسوم و سنت هایی داشته ؟!!! 

باید جالب باشد نه؟ منتظرم شما هم باشید زمان همه چیز را معلوم می کند.

 

 

تسلیت به جامعه هنری

 

 

این خبر آنقدر دیر به من رسید که فکر نمی کنم جایی برای تسلیت گفتن مانده باشد...

اما می خواهم از همی نجا فوت هنرمند عزیزمان آقای کاظم شهبازی تصویر بردار و نور پرداز بزرگ کشورمان را به جامعه هنری و مخصوصا مهران مدیری عزیز تسلیت بگویم و از ایشان می خواهم که ما را در غم خود شریک بدانند.

کاظم شهبازی در کارهای ببخشید شما... جنگ77 در کنار مدیری بود و همان طور که می دانید از دوستان فردین خلعتبری و مهران مدیری بود و در بسیاری از فعالیت های هنری این دو هنرمند را همراهی نمود

          . روحش آرام و شاد

 

 
نوشته شده در جمعه 24 تیر 1384 ساعت 02:07 ق.ظ توسط پگاه نظرات |

اخرین مطالب
مجموعه جدید
"مهران مدیری" در بارگاه هارون الرشید!
نیم نگاهی به ؛ مرد هزار چهره

جسته گریخته از کار جدید مهران مدیری
بازگشت مدیری بعد از ماه رمضان.
خاطرات کارهای مدیری و تندیس حافظ

هر روز روز تولد توست...





نیم نگاهی به ؛نامزدنگ؛