تبلیغات
مهران مدیری - مطالب مهر 1384

مهران مدیری

اگر هر بار كه لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل كف دست بود.

در پاسخ به اعتراض منتقدان و نویسندگان   سینمای ایران

وقتی عده ای از دیده ضعف هایشان به خنده نیفتند فورا دست به قلم میشوند و نقد های مغرضانه ای مینویسند كه جادارد من هم در جواب این عده نكته هایی را عارض شوم

در خصوص لهجه برره و آداب هایشان كه عده ای این چیزهارا خطری جدی برای زیر و رو شدن فرهنگ غنی و با ارزش پارس میدانند!!!!! باید بگویم كه همیشه با شروع هر برنامه تكیه كلام ها و گاه رفتارهای شخصیت های داستان در جامعه رواج پیدا میكند كه این فقط مختص ایران نیست در كشور های دیگر هم همین طور اسنت هر روز مدل فلان خواننده مد میشود یا چیزهای دیگر كه فكر نمیكند آنقدر عجیب باشد كه جلو این برنامه ها گرفته شود. تجربه ثابت كرده كه با تمام شدن سریال این جو سطحی هم ناپدید میشود هر چند برنامه های مهران مدیری آنقدر ماندگار میشوند كه گاه برخی تكیه كلام ها تا مدت ها بین مردم می ماند من هنوز میشنوم كه بعضی از مردم می گویند" بلتم بشمارم تا 40 "البته اینها جزء استثناء هستند و اكثر مواقع تكیه كلام ها فقط با پخش برنامه در جامعه وجود دارند و كافی است یك هفته برنامه پخش نشود این حرفها و عادت ها هم از كار می افتد این از الزامات برنامه های هر شبه و یك چیز خیلی معمولی است تجربه ای است كه بار ها تكرار شده و هیچ ضرری به جامعه نزده كسی كه هرشب تصویرش از تلویزیون پخش میشود و محبوب است همه چیزش الگو میشود البته تا موقعی كه آن هنرمند محبوب تصویرش پخش شود نه بعد از آن!!!!!

جدای این قضه در برنامه گاه چیزهایی گفته میشود كه مختص طنز است اما نمیدانم چرا به بعضی ها نمیسازد و خشمگینشان میكند؟ اگر قرار بود ایرادهایمان بزرگ نمایی نشود دیگر اسم برنامه طنز نبود كاش این را درك میكردند كه طنز به هر كس و هر چیز نیش میزند مثل نشیمن گز ها و اینجا دیگر ما هستیم كه باید خود را در آینه ببینیم از از دیدن ضعف هایمان به خنده بیفتیم و در فكر اصلاح باشیم نه انتقاد و....

اشتغال زائون

قصد نوشتن نقد را به هیچ وجه ندارم فقط میخواهم به نكاتی در یكی از جذاب ترین قسمت های شبهای برره اشاره كنم شاید عده ای دیگر هم در بامزه بودن این سریال با من هم عقیده شوند

امیدوارم همگی قسمت اشتغال زائون را دیده باشید به نظر من بیننده این قسمت یكی از قسمت های قوی و پر مخاطب برنامه بود چرا كه تقریبا در هر پلان شوخی های سنجیده شده و جالبی وجود داشت

پلان اول گفتگوی كیانوش و سحر ناز با تضاد لهجه ها و فرهنگ هایشان واقعا خنده داربود باز هم سحر در صدد به كرسی نشاندن حرفها یش به بهانه آداب و رسوم مردم شان بود و كیامنوش هم اسیر رسوم ابلهانه برره!!!! پلان دوم شوخی شطرنج كه این با شاید دو برابر قبل خنده دار بود و جدای خنده بی منطقی های برره ای ها كه شاید طعنه ای به جنبه های بی منطق خود ما باشد بیش از همه دراین قسمت آشكار بود!بخصوص آنجای كه شیر فرهاد میگفت در بازی نخود یا پوچ!!!! باید سر سرباز از بین انگشتان كیانوش بیرون باشد و یا كیش دادن ها ی بی اصول .. مات و بعد هم پایان بازی به نفع فرهاد و چه ابلهانه و خنده دار!

پلان سوم نچفسكو و آزارهای همیشگی شیر فرهاد در مقابل تیپ رسمی و باكلاس وقدری هم معضب كیانوش ....چرا بعضی از ما آدم ها با آزار دادن همدیگر شاد میشویم ؟!

پلان چهارم:فكر كنم شلیك خنده آنجا بود كه كیانوش فكر های سازنده خود را بیان میكرد و در پی مفید بودن برای جامعه (هر چند عقب مانده و كوچك) خویش بود و شیر فرهاد نماد یك انسان راحت طلب بی خیال خودخواه و و بیش از همه پول پرست بی اعتنا به كیانوش كو.ش ها و ذهن و هوش خود را بر روی تمام حرفها بسته بود و فقط آنجایی كه حرف از منافع به میان آمد بیدار شد و با فیافه حق به جانب حرف های كیانوش را تایید كرد و چقدر بیدار بود وقتی كه پول را از كیانوش گرفت آنقدر بیدار كه در آن تاریكی اسكناس بی گوشه رامی دید!!!

پلان 5 ورود كیانوش ... نویسنده بافرهنگ مملكت به كافه یك روستا برای پادویی!!!! شاید برایتان خنده دار باشد اما اگر كمی دقیق تر نگاه كنیم گریه مان می گیرد! یك روزنامه نگار باید جارو بكشد و پادویی و حمالی كند چون عقیده اش را گفته چون حرف حق زده! چرا بعضی وقت ها تاوان بعضی از كارها باید این قدر سنگین باشد؟!!!

خنده دار ترین قسمت این پلان دعوای برره ای ها بود كه مرا به یاد كارتون های زمان كودكی ام می اندازد ....واقعا جالب است!

پلان سلمانی یا همان مطب پزشك هم بامزه و خنده داربود دیگر خودتان می دانید چرا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در پلان پارچه فروشی مال دوستی و منفعت طلبی برره ای ها كه شاید خود ما باشیم بیشتر از همیشه آشكار بود واقعا بعضی از افراد برایشان مهم نیست از چه راهی پول در می آورند

آن پلان هم بامزه بود پلانی كه كیانوش و فرهاد خوابیده بودند و كیانوش در فكر خدمت به مردم و بیداری و آگاه كردنشان بود اما نمیدانست كه آگاه كردن افرادی چون شیرفرهاد كه به خواب عمیقی فرو رفته اند مثل آب در هاون كوبیدن است.... و جدای خنده بسیار رنج آور است اگر دقیق نگاه كنیم!

پلان كلاس درس: باز هم هجو روابط دانش آموز استادی! و اینكه این موضوع نه فقط در كلاس كیانوش و در روستای دور افتاده برره كه در كلاس خود من و شاید در همین جا كه زندگی می كنیم به وضوح دیده شودد فقط نوعش ممكن است فرق كند!

پلان آخر اما خیلی قشنگ بود كیانوش در جامعه ای زندگی میكند كه مردمش با عقاید و فرهنگ او فرسنگ ها فاصله دارند او فوق العاده تنهاست پس كاری نمیتواند بكند مگر اینكه سرزمین كشاورزی بنشیند به آسمان زل بزند شاید فرجی شود!!!

این هم یک کاغذ دیواری برای دوستداران استاد

only mehran modiri
پاسخ سازندگان " شب های برره " به گزارش انتقادی خبرگزاری "مهر؛
سازندگان مجموعه تلویزیونی " شب های برره " طی ارسال فکسی به خبرگزاری " مهر" در مقام پاسخ برآمدند.

به گزارش خبرنگار تلویزیونی " مهر"،  پیرو مطلبی که پنج شنبه  27 مهر ماه به شماره 243302  با تیتر " از نظر مدیران تلویزیون و تولیدکنندگان، "شب های برره" حرف ندارد! " ، متنی از سوی محمود رضا منتظری، مدیر روابط عمومی شبکه سه سیما با عنوان " سازندگان شب های برره پاسخ می دهند " به دفتر خبرگزاری "مهر" ارسال شده است که متن کامل آن در زیر می آید.

این روزها مطالب مختلفی در مطبوعات و درباره مجموعه طنز تلویزیونی " شب های برره " به چاپ رسیده که در بعضی از این مطالب انتقاداتی از این برنامه شده است. عده ای از بینندگان شریف سیما نیز طی تماس های تلفنی با روابط عمومی سازمان صدا و سیما و شبکه سوم، نظرات خود را درباره این برنامه اعلام کرده اند.

بررسی مجموعه نظراتی که درباره این برنامه ابراز شده، نشان می دهد که منتقدان این مجموعه دو دسته اند؛ عده ای دلسوزانه و از روی حسن نیت و به قصد اصلاح و خیر خواهانه نسبت به وجود برخی کاستی ها و ضعف ها و احیانا" بدآموزی های این برنامه ابراز نگرانی کرده اند و عده ای دیگر به نظر می رسد که حدود انصاف را درنوردیده و در مسیر تخریب رسانه سیما و دست اندرکاران این برنامه گام برداشته اند و نقادی های آنها متاسفانه علمی و کارشناسانه نیست. اما روی سخن ما با جماعت اول است و برای رفع نگرانی ایشان باید به نکاتی اشاره کنیم که به عنوان اشکالات برنامه انعکاس یافته است. البته شاید با کمی دقت بیشتر در برنامه های پخش شده از این مجموعه دغدغه خاطری برای آنها باقی نمی ماند.

اولا"  بیان تمثیلی که در این مجموعه به کار رفته تا حدی در اینکه بیننده به بعضی از ظرایف و نکات مورد نظر گروه سازنده ( اقلا" در قسمت هایی که تاکنون پخش شده ) پی نبرده بی تاثیر نبوده است که امیدواریم در ادامه مجموعه بتوان این نقیصه را جبران کرد.

ثانیا"  اگر می خواستیم با نگاهی ایجابی رفتار صحیح انسانی و اجتماعی را تبلیغ و ترویج کنیم و به عبارتی بیننده را نصیحت کنیم، قطعا"  به دام شعار زدگی می افتادیم و با تبلیغ مستقیم که مطبوع طبع بیننده هوشیار و فهیم تلویزیونی نیست از مقصود خود باز می مانیم.  پس بر آن شدیم تا با رویکردی سلبی به هجو عادات و اخلاق ناپسند فردی و اجتماعی و نقد روابط سوء و ناهنجاری های جامعه بپردازیم تا از این راه رسالت خود را در تولید محصولی پیام دار و متناسب با اهداف رسانه ملی انجام دهیم. اگر چه هنوز در ابتدای راه هستیم و قسمت هایی از برنامه که تاکنون تولید و پخش شده اند، حدود یک پنجم کل مجموعه را شامل می شوند. اما به پشتوانه تفکر و تحقیق و بحث های کارشناسانه و حمایت ها و هدایت های مادی و معنوی سازمان صدا و سیما و مدیران شبکه و به اتکای همکاری و همراهی گروهی منسجم و کارآزموده، توانسته ایم حجم قابل توجهی از مفاهیم ارزشمند و آموزه های اخلاقی مورد نیاز جامعه را در این مجموعه مطرح کنیم که در زیر فهرست وار به آنها اشاره می کنیم.

-  تقبیح چاپلوسی و تملق گویی که متاسفانه در جامعه ما رواج یافته است، از طریق خلق شخصیت " جان نثار " که جز پاچه خواری هنر دیگری ندارد و موجب بیزاری بیننده از این عادت زشت می شود.

-  تقبیح غیبت و بدگویی که متاسفانه نُقل بعضی از مجالس و محافل ما شده است و  از طریق تشبیه آن به مراسم نخود چی خوران کوشیده ایم تا تنفر بیننده را نسبت به این گناه و عمل ناپسند برانگیزیم.

-  نهی از دو رویی و دو گانگی در رفتار و در روابط اجتماعی که استفاده از " افعال معکوس " تمثیل این معنا است.

-  نفی سودجویی و منفعت طلبی و کسب درآمدهای حرام و نامشروع که انگیزه عمل به ارتشا و اختلاس است و اشاره به زشتی این معنا که همه چیز قابل معامله با پول است.

-  تاکید بر لزوم کنار گذاشتن آداب و رسوم غلط و دست و پا گیری که هیچ تناسبی با موازین شرعی و سنت های اسلامی ندارد؛ از جمله سخت گیری های بی مورد در ازدواج.

-  نفی باورهای غلط مثل بسته شدن عقد دختر عمو و پسر عمو در آسمان که متاسفانه هنوز هم در برخی از مناطق کشور رواج دارد.

-  طرح مشکلات ناشی از ازدواج تحمیلی به عنوان یک رفتار غیر اسلامی.

- نکوهش تحمیل ناپذیری و پرخاشگری و توسل به زور در تعاملات اجتماعی از طریق نمایش دعواهای بی مورد و کسانی که با کوچکترین مخالفتی با یکدیگر دست به یقه می شوند.

ثالثا" در انتخاب جغرافیای برره، دکورها، لباس ها و گویش این مردم نهایت سعی خود را کرده ایم که به هیچ یک از مناطق ایران شبیه نباشد تا مبادا شائبه توهین به قوم خاص، زبان و لهجه خاص یا بخشی از سرزمین پهناور ایران به وجود بیاورد. حتی دقت کرده ایم تا بحث شهری و روستایی مطرح نشود و اینکه در بعضی از انتقادات به تمسخر روستاییان متهم شده ایم و در برخی دیگر به توهین به شهری ها، نشان می دهد که واقعا" قصد تحقیر و توهین به هیچ یک از این اقشار را نداشته ایم و به مقصود و منظور خود از ایجاد ناکجاآبادی انتزاعی نزدیک شده ایم. البته در این میان به موفقیت دیگری نیز نایل آمده ایم که همان ایجاد اشمئزاز ( بیزاری ) و تنفر در بیننده نسبت به رفتارهای غلط برره ای ها است که در اعتراض اهالی مناطق مختلفی از کشور تشابهات اتفاقی ناشی از برخی اسم ها دیده می شود.

رابعا" از وارد شدن لطمه به زبان فارسی به عنوان یکی از عیب های برنامه سخن به میان آمده است که باید بپرسیم آیا لهجه های مختلفی که در ایران وجود دارند تاکنون لطمه ای به این زبان زده اند؟  اگر جواب منفی است، پس لهجه بازیگران این مجموعه نیز صدمه ای به این زبان وارد نخواهد کرد. ضمن اینکه تاثیر اصطلاحات و تکیه کلام های مجموعه های طنز تلویزیونی معمولا" مقطعی است و به همان سرعتی که در بین بینندگان جا می افتد و شایع می شود، به همان سرعت نیز از خاطره ها محو می گردد. اما نکته مهمی که در این باره می توان گفت این است که زبان فارسی به دلیل غنای فرهنگی و غلبه ذاتی خود در طول تاریخ نه تنها تحت تاثیر لهجه ها و حتی زبان های دیگر قرار نگرفته، بلکه بر بسیاری از این زبان ها تاثیر گذار نیز بوده است. در کشور همسایه مان افغانستان با وجودی که اکثریت با پشتون ها است، اما مردم افغان یا فارسی زبان اند و یا دو زبانه و حتی پشتون های این کشور نیز فارسی بلدند و این نشان از نفوذ زبان فارسی دارد. در برخی از ایرادات به این برنامه از هزینه میلیادی کار سخن رفته است که برای رفع هر گونه سو تفاهم در این باره باید گفت؛ هزینه ساخت این برنامه دقیقه ای صد و شانزده هزار تومان است که با احتساب نود برنامه 40 دقیقه ای رقم کل هزینه ساخت این برنامه نصف آنچه که در مطبوعات آمده هم نمی شود که با توجه به سختی کار و تعدد بازیگران و مخارج سنگین دکور و اجاره مکان فیلمبرداری که باغی به مساحت حدود چهل هزار متر است، شاید از ارزان ترین سریال های تلویزیونی است.

اما انتقال سرور در قلب مومن و ایجاد ابتهاج خاطر و نشاندن تبسم بر لبان بیننده اولین هدفی است که دست اندرکاران این مجموعه دنبال می کنند که اگر هیچ یک از نکاتی که ذکر شد نیز در این برنامه وجود نداشت، همین ایجاد نشاط و شادی و سرور در مخاطب به عنوان دلیل تولید و پخش این مجموعه کفایت می کرد.

در خاتمه از خداوند توفیق خدمت در راه اعتلای فرهنگ اسلامی و ایرانی را طلب می کنیم واز راهنمایی های بینندگان سیما که همواره ما را در بهبود کیفیت برنامه سازی یاری کرده اند، استقبال می کنیم


نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر 1384 ساعت 12:10 ب.ظ توسط پگاه نظرات |

این هم دوتا هدیه به مناسبت شروع فرخنده  ی شبهای برره و  بازگشت ناجی قلب های گرفته...

دلگرمی هایتان همیشه باعث پیشرفتم بوده و هست...

 مهران مدیری عزیز

دلی دارم که خواهان تشکر از

توست اما زبان مثل همیشه

ناتوان است و دست ما باز هم

کوتاه...


نوشته شده در شنبه 2 مهر 1384 ساعت 12:09 ب.ظ توسط پگاه نظرات |

اخرین مطالب
مجموعه جدید
"مهران مدیری" در بارگاه هارون الرشید!
نیم نگاهی به ؛ مرد هزار چهره

جسته گریخته از کار جدید مهران مدیری
بازگشت مدیری بعد از ماه رمضان.
خاطرات کارهای مدیری و تندیس حافظ

هر روز روز تولد توست...





نیم نگاهی به ؛نامزدنگ؛